Sunday, February 3, 2013

شعرهائی از یارمحمد اسدپور

                      


در هجوم ماه


نیلوفر غمگین‌ام
که زبان علف نمی‌داند
                         و
می‌روید 
         بی‌دریغ..
              بر سینه‌ی خاک
وقتی سپری می‌شوم
                    در هجوم ماه
بوی کدام معراج
از گور من
           غمگین‌ترست...


چه تفارت!

آواز رهایی نیست
که کف‌هایت بریده‌ست، در نیزار
این سینه را حدی‌ست
که به گریه می‌آیم، آی..
اما
چه تفاوت!
که میان من و تو
جنگل پاییزیست
با برکه‌ی سبز
 
نه!

نه!
من پر خواهم زد
و به شیوه‌ی صبح
از گلوی خشک این شب تیره
                    گذر خواهم کرد

تا پروانه‌ای بجویم
که به گرد خون سبزم گردش کند. 
میراث

وقتی که عشق
پیشانی ترا گلگون می‌کند
با قامتی رازگونه بیا
ای شقیقه‌ی خونین.
اکنون که رازی شگفت
چشمانت را صیقل می‌دهد

گرده بر آتش سپار
گرده بر آتش سپار

که میراث همیشگی عشق است.


سفر
من
ابرگونی تاریکم
که چون می‌گذرم از آسمانهایت، لبریز
فرود خواهم آمد
که از شبنم گل‌هایت
گیسوان خود را
شانه زنم
و خندان سفر کنم

اکنون که همه‌ی جهت‌ها
به‌سوی دل می‌انجامند


 کدام سفرت را باور کنم
           
در این لحظه که به‌شانه می‌یابمت
حکایت عشقی‌ست
که از سینه‌ی بی‌قرار تو می‌گذرد
منتظر کدام لحظه می‌نشینی
              ای مرد                     
که عقابان پیر
جنون ترا به‌منقار شگفتی عبور می‌دهند
تا باور کنی غربت لحظه‌ای که بر گیسو داری

در این شب
که سرمه بر کف داری
کدام سفرت را باور کنم؟
وقتی که گیسویت را
بر چهارسوی جهان
  .به اهتزاز می‌آوری

از شیون علف

دل که فرو می‌رود
از فراوانی غصه
 نمی‌میرد                     
وقتی که شیون علف
خواب را از من می‌رباید
از غنائم چیزی به گیسو نخواهد ماند
   در سنجش این ایام                             

این جهان در انزوای خود می‌گرید

با پیراهنی که از ستاره پوشیده‌ام
می‌ایستم
    ،بر غژغژ باد      
 .حیران                      
 

تا ابر بغض فرو ریزد
                   
می‌گذرم
با نشانه‌هایی
که فرصت عشق نداشت
چون منقاریکه می‌سوخت
بر عطوفت این دریا
تا ابر بغض فرو ریزد
که این دل در کمند تو خواهد فرسود
.چون رمه‌ای که به‌خواب فرو می‌رود
.اینک منم که زنگوله بدست گذر می‌کنم
 
تو هرگز فرشته را به‌گناه نمی‌یابی
وقتی که می‌آموزی
.جادوی این مرگ را



 از مجله تماشا
(شماره ۳۲۵- ۲۶ مرداد ۲۵۳۶ شاهنشاهی(۱۳۵۶ خورشیدی

No comments:

Post a Comment